تبليغاتX
وحید

وحید
ممنون که به وبلاگم سر زدین.اگه نظر بذارین خوشحال میشم
Add Favorite Email آرشيو Rss
موضوعات وبلاگ
عارفانهعاشقانهسیاسیشخصیعمومی
برچسب‌ها
وحید (3)واجارگاه (3)بندبن (3)
افلاطون

 

آنچه شایسته نیست به آرزو مخواه،و بدان که انتقام خدا از بنده، به خشمِ بی رحمانه و بی حرمتی و سرزنش نبـُود،بلکه به متحول کردن و ادب کردن از فرط عشق باشد. افلاطون


در جهان یگانه مایه نیکبختی انسان محبت است. افلاطون


نیرومند ترین مردم کسی است که بر خشم خود غلبه کند. افلاطون


زینت انسان به سه چیز است علم ،محبت ،آزادی. افلاطون


عوام ثروتمندان را محترم می دانند و خواص دانشمندان را. افلاطون


به عقیده من تنها موضوعی که شایسته است مغز انسان را نگران بدارد آینده فرزندان اوست و اندیشه این موضوع که چه کار کند تا فرزندان او خوشبخت شوند ؟افلاطون


کسی که در ایام موفقیت و خوشی تو را ثنا گوید با آنچه در تو نیست ، البته در روز ناسازی و اقتراق هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد کرد. افلاطون


آنان که می خواهند خوب زندگی کنند باید به حقیقت نزدیک بشوند زیرا پس از نیل به مقام حقیقت یابی است که دست از غم و اندوه دنیا دست بر می دارند. افلاطون


درغگو از دروغگوی دیگر در حذر است . افلاطون


با دوست طوری رفتار کن که به حاکم محتاج نشوی وبا دشمن طوری معامله نما که اگر کار به محاکمه کشید ظفر تو را باشد. افلاطون


رقت به سه کس واجب است :
۱-عاقلی که حکم جاهلی بر او روان باشد .
۲-قویی که گرفتار ضعیفی گردد.
۳-کریمی که محتاج لئیمی باشد.افلاطون


بی صبری انسان را از هیچ رنجی نمی رهاند، بلکه درد جدیدی برای از پا درآوردن شخص بوجود می آورد. افلاطون


معبود خویش را بشناس و حقِ او را نگه دار.افلاطون


همیشه با آموزش دادن و آموزش گرفتن باش، و توجه بر طلب علم را مقدم دار. افلاطون


اهلِ علم را به کثرت علم امتحان مکن،بلکه اعتبار حال ایشان به دوری از شر و فساد کن.افلاطون


همیشه بیدار باش که شرور را اسباب بسیار است،افلاطون


بر آسایش و خواب اقدام مکن،مگر بعد از آنکه محاسبه ی نفس در سه چیز را به تقدیم رسانیده باشی:
اول آنکه تأمل کنی تا در آن روز هیچ خطا از تو واقع شده است یا نه
دوم آنکه تأمل کنی تا هیچ خیر اکتساب کرده ای یا نه
سوم آنکه کوتاهی کرده ای در عمل به ندای درونت یا نه. افلاطون


یاد کن که چه بوده ای در اصل،و چه خواهی شد بعد از مرگ،و هیچکس را ایذا رنجور مکن،که کارهای عالم در معرضِ تغیر و زوال است.افلاطون


بدبخت آن کس بُوَد که از تذکر ِ عاقبت غافل بُود و از لغزش باز نایستد. افلاطون


سرمایه ی خود را از چیزهایی که از ذات تو خارج بُود مساز.افلاطون

 

روزگاری ، شأن و مقام تو پایین آمد ، ناامید مشو . آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .افلاطون


به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن و نادان ماندن است زیرا جهالت ریشه همه بدبختی ها است . افلاطون


جان را فدای یاران موافق کنید .افلاطون


از نزدیکی به کسی که قادر به حفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست پرهیز نما .افلاطون


سخن اگر از دل خارج شود به دل هم وارد می شود و اگر با نیت متکلم نباشد توقع مدار که آن تأثیر کند . افلاطون


هر کس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد ، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد . افلاطون


کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم در حالی که عادل نیستیم .افلاطون


عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد .افلاطون


به وسیله فضل و کرم می توان از دشمن انتقام گرفت.افلاطون


تمام طلاهای روی زمین و زیر زمین به قدر یک فضیلت ارزش ندارند .افلاطون


هیچ کوچک را حقیر مشمارید باشد که از شما فزونی یابد .افلاطون


محبت را فراموش نکنید و آن را ناچیز مشمارید .افلاطون


امتحان کن مرد را به فعل او و نه به قول او .افلاطون


زیان رساننده تو معاشرت سه کس است : آنکه ترا به طرب بدارد - آنکه به فریب مغرورت کند - آنکه همت او کوتاه تر از همت تو باشد .افلاطون


زندگی بدون عشق محال است . برای مردم بی عشق دنیا حکم قبرستان وسیعی دارد .افلاطون


لذتی که از علم حاصل می شود بی آلایش است .افلاطون


به دیدن کسی که با تو سر سنگین است مرو . با کسی که سخنت را تکذیب کند گفتگو مکن . برای کسی که گوش ندهد حرف نزن .افلاطون


خردمندترین مردم قدرتمندترین است .افلاطون


به هنگام لمس عشق، هر کسی شاعر می‌شود.افلاطون


همین که مرد از حد خود تجاوز کند، یعنی به‌آنجا رسد که محل او نبوده، اخلاق او زشت و خشن می‌گردد. افلاطون


هرچیز را که نگهبان بیشتر بود، استوارتر گردد مگر راز، که نگهبانان آن هرچه بیشتر باشد آشکارتر گردد. افلاطون


نزدیک مباش به‌همنشینی مردمان شرور و بداخلاق، زیرا که طبع تو از طبیعت او شر را می‌دزدد، در حالی که تو آگاه نباشی.افلاطون


نادانی هرکس به‌دو چیز دانسته می‌شود: اول، به‌چیزی که از او نپرسیده‌اند خبر گوید. دوم، سخن‌راندن بیش از ضرورت.افلاطون


علاقه‌ای در دنیا شدیدتر از عشق به وطن نیست.افلاطون


عزم به‌مصاحبت اشرار نکنید، چه همین که تو را اهانت نکنند، بر تو منت نهند.افلاطون


سعادت جامعه به‌مراتب مهم تر از سعادت فرد می‌باشد.افلاطون


سزاور است مرد عاقل هنگام تناول غذای لذیذ، یادآورد تلخی دارو را و شکم‌بارگی نکند.افلاطون


سزاوار است حاکم را بر وفق و مدارا حد بر مجرم براند و خشونت نکند چه اگر کسی مجرم نبود، حاکم بر مسند نمی‌نشست.افلاطون


سرعت و تندی کار را مجوی، بلکه خوبی و برگزیدگی آن را سعی کن زیرا که مردم از تو نپرسند در چه مدت کار را انجام دادی بلکه خوبی و بی نقصی آن را می‌جویند.افلاطون


زمان ناخوشی را به حساب عمر مشمرید.افلاطون


دنیا را آتش انگار، چنان که برای معاش به کمی آتش کفایت توان کرد، شما نیز با مقداری از نعمت دنیا اکتفا کنید.افلاطون


دشمنان من سه قسمند: گروهی قویتر، جماعتی هم‌وزن و دسته‌ای ضعیف‌تر. طرف شدن با گروه اول موجب نابودی است، با جماعت دوم تا جان در بدن دارم می‌جنگم اما گروه سوم را حتی با التماس رام خواهم ساخت، چون مقابله با خصم ضعیف از مقام انسان در جامعه می‌کاهد و شخص را ناچیز می‌سازد.افلاطون


در دنیا دو نیرو هست: شمشیر و تدبیر، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر شده‌است.افلاطون


در آئینه نگاه کن، اگر صورت زیبا داری کاری مناسب جمالت انجام ده و اگر قیافه‌ات نامتناسب است، زشتی کردار را به‌زشتی صورت میفزا.افلاطون


خدا در راه فضیلت سدهایی از درد و رنج برپا کرده‌اند اما از طرف دیگر وقتی آدمی بر این مشکلات فائق آمد و از سدها گذشت، فضیلت به‌دست آمده کار آسانی به نظر می‌رسد.افلاطون


حب مال سراسر وجود آدمیان را تسخیر می‌کند و هرگز به‌آنان مجال نمی‌دهد که حتی لحظه‌ای در باره چیزی جز اموال شخص خویش بیندیشند.افلاطون


چون کامیابی رو کند همه خوبند و چون ناکامی سررسد همه بد.افلاطون


تندرستی و زیبائی و نیرومندی و مال‌داری و همه چیزهای دیگری که در دست نیک‌مردان باعث و بانی خیر است، به‌همان اندازه پلید و عامل شرارت خواهد بود، اگر در دست نابکاران و اراذل قرار گیرد.افلاطون


تمول و تقوی چون دو وزنه هستند که در کفه‌های یک ترازو قرار گرفته باشند، بالا رفتن یکی مستلزم پائین رفتن دیگری است.افلاطون


به‌عقیده من تنها فکری که شایسته‌است مغز انسان را به خود مشغول سازد، آینده فرزندان اوست و اندیشه این موضوع که چه‌کار کند تا فرزندانش خوشبخت شوند.افلاطون


به‌ضرورت آمدم در این جهان و به‌حیرت زیستم و به‌کراهت می‌روم.افلاطون


افراط، عمومأ سبب پیدا شدن عکس‌العمل است و تغییری در جهت مخالف پدید می‌آورد خواه در فصول سال باشد، خواه در افراد و خواه در حکومت. افلاطون


برچسب‌ها: واجارگاه, بندبن, وحید
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
بیاموزیم

از خواص آدمیست که عاقلانه و منطقی فکر می کند


اما پوچ بی معنی رفتار می نماید


                هر چه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند.


با احمق بحث نكنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه خویش

 

خوشبخت زندگی كند.

            

 
با وقیح جدل نكنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد

 

و روح ما را تباه می‌كند.  
 

از حسود دوری كنیم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم كنیم

 

باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید.

    

 
تنهایی را  به بودن در جمعی كه ما را از خودمان جدا می کند،

 

ترجیح دهیم.     



از «از دست دادن» نهراسیم که ثروت ما به اندازه شهامت ما

 

در نداشتن است.       

 

بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن

 

و منفعت ما در سبکباری است.

 

کمتر سخن بگوییم که بزرگی ما در حرف هایی است که

 

برای نهفتن داریم، نه برای گفتن.

 

 

از سرعت خود بکاهیم، که آنان که سریع تر می دوند،

 

فرصت اندیشیدن به خود نمی دهند.

   

 
دیگران را ببینیم، تا در دام خویشتن محوری، اسیر نشویم
.

 

از کودکان بیاموزیم، پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر

 

نتوان از آنان آموخت.

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
عدالت خدا!!!!
گریه کرد

درست راس ساعت چهار عصر

اما هیچ چیزی نمی یافت

باز گریه کرد

گرما بی تاب ترش می کرد

 انگشت های خسته اش را در دهان کودک گذاشت  

کودک تند تند دستان مادرش را لیس زد

تا شاید سیر شود

ساعت نه شب دست های زن خیس خیس بود

و کودک بالاخره خوابید.


برچسب‌ها: واجارگاه, بندبن, وحید
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
واکسی
نشسته بود پسر، روی جعبه‌اش با واکس

غریب بود، کسی را نداشت الا واکس

نشسته بود و سکوت از نگاه او می‌ریخت

و گاه بغض صدا می‌شکست : «آقا واکس؟»

درست اول پائیز، هفت سالش بود

و روی جعبه‌ی مشقش نوشت :‌ بابا واکس...

غروب بود، و مرد از خدا نمی‌فهمید

و می‌زد آن پسرک کفش سرد او را واکس

(سیاه مشقی از اسمِ خدا خدا بر کفش

نماز محضی از اعجاز فرچه‌ها با واکس)

برای خنده لگد زد به زیر قوطی، بعد

صدای خنده‌ی مرد و زنی که : «ها ها واکس-

چقدر روی زمین خنده‌دار می‌چرخد!»

(چه داستان عجیبی!)‌ بله،‌ در اینجا واکس-

پرید توی خیابان، پسر به دنبالش

صدای شیهه‌ی ماشین رسید، اما واکس-

یواش قل زد و رد شد، کنار جدول ماند

و خون سرخ و سیاهی کشیده شد تا واکس...

غروب بود، و دنیا هنوز می‌چرخید

و کفش‌های همه خورده بود گویا واکس

و کارخانه به کارش ادامه می‌داد و

هنوز طبق زمان هر دقیقه صدها واکس...

کسی میان خیابان سه بار "مادر!" گفت

و هیچ چیز تکان هم نخورد، حتا واکس

صدای باد، خیابان، و جعبه‌ای پاره

نشسته بود ولی روی جعبه تنها واکس!

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
فیل

کودکی از مسئول سیرک پرسید:چرا فیل به این بزرگی را با طناب به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟

فیل می تواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و این خیلی خطرناک است.

صاحب فیل گفت:این فیل چنین کاری نمی تواند بکند؛چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است

و او با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.

کودک پرسید:چطور چنین چیزی امکان دارد؟؟

صاحب فیل گفت:وقتی این فیل بچه بود مدتی او را با یک طناب بسیار محکم بستم و تلاش زیاد فیل برای

رهایی هیچ اثری نداشت و از آن موقع دیگر هیچ تلاشی برای آزادی نکرده است.

فیل به این باور رسیده است که نمی تواند این کار را بکند.

هر کدام از ما با نوعی فکر بسته شده ایم که مانع حرکت ما بسوی پیروزی است.

شاید حرکت لازم باشد.

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
نكته های پند آموز جالب :

- بيهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی

- يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها

- دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

- هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد

- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد

- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
غروب سرد سرد

واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن


یاد دارم یک غروب سرد سرد

می گذشت از توی کوچه دوره گرد

" دوره گردم، کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس، عالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم "

*************************

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی زد و بغضش شکست

" اول سال است و نان در سفره نیست

ای خدا! شکرت، ولی این زندگیست؟ "

**************************************************

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

چهره اش دیدم که لک برداشته

دست خوشرنگش ترک برداشته

سوختم! دیدم که بابا پیر بود

بدتر از این، خواهرم دلگیر بود

مشکل ما درد نان تنها نبود

حتم دارم که خدا آنجا نبود

********************************************************************

باز آواز درشت دوره گرد

پرده اندیشه ام را پاره کرد

"دوره گردم، کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس، عالی می خرم"

خواهرم بی روسری بیرون دوید

"آی آقا! سفره خالی می خری؟!"
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
عارفانه..

واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن


1.صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولي از اين دو دردناک تر اين است که نداني بايد صبر کني يا فراموش


2.ستاره ي بخت کسي شوم نيست، اين ما هستيم که آسمان را بد تعبير مي کنيم/ ارنست همينگوي

3.بر زمين لجبازي "پاي نفشار" که سخت "لغزنده" است

4.همه ي رويا‌هاي ما ميتوانند محقق شوند اگر ما شجاعته دنبال کردن آنها را داشته باشيم (والت ديسني)

5.تو زندگي 2 نفر باش : يکي براي خودت , يکي براي ديگران . براي خودت زندگي کن , براي ديگري زندگي باش . . .

6.گذشته را در آغوش بگير، اما در آن زندگي نکن

7.تو زندگي مثل زودپز باش؛ هر وقت جوش آوردي در کمال آرامش سوت بزن

8.صدف‌ها صداي دريا را با خود دارند، فلس‌هاي ماهي بوي ماهي را؛ اما استخوان‌هاي انسان هيچ نشاني از انسانيت ندارند.

9.دنياي عجيبي است کسي که تو را دوست دارد تو. دوستش نداري و کسي که تو دوستش داري او تو را دوست ندارد وکسي را هم که تو دوستش داري و او نيز تو را دوست دارد به رسم دين و آيين به هم نميرسيد دکتر علي شريعتي


10.دوستي : مثل ايستادن روى سيمان خيسه هر چى بيشتر بمونى , رفتنت سخت تر ميشه ولى اگه رفتى جاي پاهات براى هميشه ميمونه

11.مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم دکتر علي شريعتي
ا

12.انسان پر جربزه و قابل وقتي با بحران روبه‌رو مي‌شود، به تكيه‌گاه فكر نمي‌كند؛ روش خود را تحميل مي‌كند، مسؤوليتش را مي‌پذيرد و نتيجه كار را [پيروزي يا شكست] از آن خود مي‌داند. چارلز دوگل

13.مصيبتي از اين بزرگ تر؟؟ افلاطون گفت: مصيبتي از اين بزرگ تر چه باشد؟ كه جاهلي مرا بستايد و كار من او را پسنديده آيد! ندانم كه چه كار جاهلانه كرده ام كه او را خوش آمده است!(قابوس نامه)

14.بهتر است دهان خود را ببنديد و ابله به نظر برسيد تا اينکه آن را باز کنيد و همه ترديدها را از ميان ببريد
ا

15.اگر آدم خوبي با تو بدي کرد،چنان وانمود کن که نفهميده‌اي. او توجه خواهد کرد و مدت زيادي مديون تو خواهد بود. يوهان ولفگانگ گوته


16.در جواني دوست نداشتن علامت بدي است . روح سالم هميشه يکنفر دوست را که لايق باشد ملاقات خواهد کرد. ل – کارو
ا
نگراني هرگز از غصه فردا چيزي نمي کاهد ، بلکه فقط شادي امروز را از بين مي برد

17.هر واقعه اي در آغاز به صورت رويا است . - کارل سندبرگ

18.اراده‌هاي قوي جز در لباس عمل و کردار ظهور نمي‌يابند

19.اشکي براي شوق شوقي براي درس درسي براي ميز ميزي براي کار کاري براي نان ناني براي تخت تختي براي خواب خوابي براي مرگ مرگي براي سنگ سنگي براي ياد يادي براي اشک . . . اين است مفهوم زندگي!

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
قدم زدن در خیابان های شهر ...
قدم زدن در خیابان های شهر ...                                       

واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن


پسرکی که با ترازویش وزن می گیرد غیرت مردم را شناخته راه کسب حلال را. نمی دانم صدای دست فروش بلند تر است یا راننده تاکسی... ولی هر دو فریاد می زنند. و صدای هر دو بلند تر از صدای من است! گدایی که پولهای مردم را خرد می کند از شغلش راضی است. مغازه داری که از در مغازه خود دختران و زنان را می کاود و با نگاه بدرقه می کند نمی دانم بر ترازوی پسرک رفته یا نه... ولی اگر می رفت هم فرقی نداشت...چون عقربه ساکن بود. پسرانی که چشم و گوش و دهان آنها به هرز باز است مرد اند ؟! دختران و حتی زنانی که اشوه می ریزند و گول می زنند غنچه های تازه شکفته را خانم اند ؟ لباسهایی که آب رفته اند و پاره هستند خریدار زیاد دارند. ابروهایی که نصفشان نیست کاش فقط نصفشان نبود. و دماغ هایی که چسب خورده اند!


برچسب‌ها: واجارگاه, بندبن, وحید
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
درد و دل..
                                                                                             

واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن واجارگاه بندبن

همه خوابند ولی من خواب زده چه کنم ؟هرکس برای دفن دانایی دستی

 میکشدبرخاک همگی کفن چهل تکه ای برای دفن عقل خود دوخته ایم .

خوشا به حال کسی که نمیداند .اما وقتی بدانی و نتوانی کاری کنی چه سود

سیاهی جهل همگی رادرساترگرم خود به خواب برده است .مستی تنها جولانگاه

آدمی شده است .ببینید اشرف مخلوقات را چه شده است که تنها کاریکاتوری از خود

باقی نهاده است .طرحی مضحک ازخودکه جزسرافکندگی چیزی باقی نمیگذارد.

آدمی امروز موحد نیست بلکه به بت تراشی چیره دست تبدیل شده است که

هرروزهزاران بت بدتراز بتهای دواران جاهلیت ساخته است .آتش غرورآدمی رابه

موجودی سردوبی احساس بدل کرده است که جز خود کس دیگری را نمیبیند بازهم

گلی به گوشه ی جمال گاوکه به جای گفتن من من ..میگوید ما ما ...معنویت از روح

آدم امروزی رخت بربسته است وخوبی را باید در افسانه های کهن یافت .اول مقام

قدرت،شهوت،رذالت و در مرتبه آخر خدا قرار دارد ...داستان همچنان ادامه دارد داستان

مستی مردمانی که نه گوش شنوا دارندونه چشم بینا، و وجدان آدمی با اعمالش

سازگار شده است دوش به دوش هم میتازند به سوی سیاهی وویرانی ...ندانستن

یک درد است اما دانستن مادر درد هاست .اکنون میدانم شریعتی ها ومطهری ها چه

میکشیدند ...هنگامی دکتر شریعتی میگفت بیزارم از صحبت کردن بامردمان ...آن موقع

نفهمیدم منظورش چی بود است ...حال میدانم که این استاد بزرگ چه میگفت ...

این سخن ها کی رود در گوش خر ...خر بفروش ودیگر گوش خر

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
درد ما...
                                                                                                                       واجارگاه

غروب عقل را در جاي جاي شهر مي بينم

كبوتر با كبوتر در قفس از صلح در گيرند

شمار تيغها از سينه ها افزون

قطار بنگ در هركوچه اي پيداست

قناري ها همه از روي عادت شاد مي ميرند

و خميازه

 و خميازه

تو گويي شهر دارد از خماري قصه ي خشخاش مي گويد

قمار عشق در هر گوشه ي اين شهر مجانيست

كنار هر دبستان،مدرسه ،دانشكده

افسوس و صد افسوس

هزاران آه ،واويلا

بدون ذره اي رحم و مروت اكس مي رويد

و شلاق زمان توفنده نقش نعش مي جويد

هزار افسوس،هزاران آه

قلم زنجير دارد قلب من بي چاره مي نالد

سگالش در محاقي سخت پنهان است

فقط ورد است مي خوانيم:

خدايا وار هان مارا از اين بن بست

اين بيچارگي ،نحسي،از اين بيداد،اين نفرت

فقط ورد است مي خوانيم

و ماها چاره را در ورد مي دانيم

و مي خوانيم

نمي دانيم

بلي در سينه ها فرياد چندين قرن عصيانست

ولي خاموش

ولي با بغض آغشته

گريزانيم از دانش كه معراجي براي فتح اسرار است

تمام آسمانها و زمين در زير بال دانش است اما

گريزانيم ماها

و ماها عقل را با عشق مي سنجيم

و از دانش و از عاقل

براي هيچ و پوچي  سخت مي رنجيم

شمار تيغها افزون

غروب عقلها روشن

قناري مرده از عادت

قطار بنگ اما هر كجا جاري

قمار عشق مجاني

قلم زنجير و زنداني

سگالش در محاقي سخت

و ماها ورد مي خوانيم:

خدايا وارهان مارا از اين بيداد

و از دست زمان دائم گلايه با خدا داريم

خدايا وارهان مارا از اين بيچارگي

نحسي،از اين از اين بيداد ، اين نفرت                  

و ماها ورد مي خوانيم

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
باران
                                                                                                                        واجارگاه

 

باز باران بی ترانه
باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه
باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم...نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟

نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟؟؟

نمی فهمم..کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده
کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟

نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران, عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟

یاد ارم, روز باران را
یاد ارم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران..از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمی دانم
کجای این لجن زیباست؟؟؟؟
*****
بشنو از من, کودک من
پیش چشمم, مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست
و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد

خدا هم خوب می داند که
این عدل زمینی ,عدل کم دارد

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
خدایا کفر نمی گویم،
                                                                                                                      واجارگاه

خدایا کفر نمی گویم،

 

پریشانم،


چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!


مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
.

 


خداوندا
!


اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی


لباس فقر پوشی


غرورت را برای ‌تکه نانی


‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌


و شب آهسته و خسته


تهی‌ دست و زبان بسته


به سوی ‌خانه باز آیی


زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!


خداوندا
!


اگر در روز گرما خیز تابستان


تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی


لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری


و قدری آن طرف‌تر


عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌


و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد


زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!


خداوندا
!


اگر روزی‌ بشر گردی‌


ز حال بندگانت با خبر گردی‌


پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.


خداوندا تو مسئولی
.


خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن


در این دنیا چه دشوار است،


چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
...
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود،  پسر ١٠ ساله‌اى وارد کافی شاپ هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ٥٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد.  بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند،  با بی‌حوصلگى گفت: ٣٥ سنت پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنى بیاورید. خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، اشک در چشمانش حلقه زد . پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود! یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد،  امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود  و به بستنى خالى اکتفا کرده بود!    

                          

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
جملات زيبا
 

 

 

تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست

 

من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود

 

 

 

 

همیشه رفتن رسیدن نیست ، ولی برای رسیدن باید رفت ....در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز بیاموز...


1) حیات خوابی است و محبت رویای آن.

2) پشیمانی اولین گام برای پوزش است .

3) عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد والا معشوق بهانه است.

4) به خاطر داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز درباره آن نگران بودید . از خود بپرسید اقلاًَ این چیزی است که درباره آن نگرانم به وقوع پیوست یا خیر ؟

5) خوشبختی میان پرده بدبختی است .

6) فرهنگ رودخانه ای است به قدمت تاریخ .

7) خوشبختی یک احساس است که می توان آن را تولید کرد.

8) خداوندا ، نمی توانیم از تو چیزی بخواهیم ، که تو نیازهای ما را می دانی ، پیش از آنکه در ما پدیدار شود .

9) اولین گام در راه آگاهی، درک جهل است .

10) نشانه مهارت ، دانستن بیشترین ها در مورد کوچکترین هاست .

11) در سقوط افراد در چاه عشق ، قانون جاذبه تقصیری ندارد .

12) حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .

13) دوستان خوب، مانند ستارگان آسمانند ، گرچه بعضی اوقات دیده نمیشن ، ولی همیشه وجود دارند .

14) ای زیبا خود را در عشق بیاب نه در چاپلوسی آینه .

15) زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند نه تاریخ تولد . (اُرد بزرگ)

16) سلاخی را دیدم زار می گریست ، به قناری کوچکی دل بسته بود .

17) هنگامی که صفتی را در دیگران نمی پسندی به اصلاح مشکل در خود بپرداز.

18) با گریه به دنیا می آیی اما چنان کن که با خنده از دنیا بروی .

19) اگر حسادت خاصیت سوختن داشت دیگر احتیاج به هیچ سوخت دیگری نبود .

20) همه می خواهند بشریت را عوض کنند ولی دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند . (تولستوی)

21) کسی که به شما تملق می کند ، یا سرتان کلاه می گذارد یا امیدوار است که بگذارد .

22. فرصت را افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند . (حجازی)

23) یگانه داوری که گناه ما را هر چه باشد می بخشد مادر است .

24) برده فقط یک آقا دارد ، اما شخص طماع نسبت به هر کس که او را یاری کند برده است . (امرسون)

25) برای کسی که زندگی درونیش غنی است ، اشعه مختصر آفتاب بیهوده می درخشد . (داستایوسکی)

26) نیمه اول زندگی صرف انتظار کشیدن برای نیمه دوم و نیمه دوم صرف حسرت خوردن برای نیمه اول .

27) درباره هرچه می گویی فکر کن ولی هرچه را فکر می کنی مگو . (فیلسوف هندی)

28) به چیز های کوچک خود را گرفتار کردن از کارهای بزرگ بازماندن است ) (کنفوسیوس)

29) آنان که نمی توانند خود را اداره کنند مجبور به اطاعت از دیگرانند . (ویکتورهوگو)

30) اگر از آنچه که در گذشته تجربه کرده ایم در آینده بکار بریم مثل اینکه دوباره عمر کرده باشیم . (حجازی)

31) حیوان به پایش بسته می شود انسان به قولش. (مثل انگلیسی)

32) بانوی مهربان شوهرش را برای همیشه تصاحب می کند . (بوریس پانسرناک)

33) سرچشمه همه فسادها بیکاریست ، شیطان برای دست های بیکار کار تهیه می کند . (پاسکال)

34) دیروز را فراموش کنید ، امروز را کار کنید ، به فردا امیدوار باش . (داستایوسکی)

35) کسی که از ادب پدر بهره مند نگردد ، روزگار تربیتش خواهد کرد . (شمس المعالی)

36) اگر تصمیم داشته باشی به زودی موفق خواهی شد، زیرا آدمی ساخته افکار خویش است و فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده است . (مترلینگ)

37) افتادید؟ بسیار خوب چه خواهد شد ؟ با چهره بشاش برخیزید ، به افتادن ضرری متصور نیست بدبختی در عجز و درماندگی است . (دیل کارنگی)

38) آری برای شنا کردن به سمت مخالف جریان رودخانه قدرت و جرات لازم است والا هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق آن حرکت کند . (اسمایلز)

39) کسی که به پشتکار اعتقاد دارد ، ارزشی برای شانس قائل نیست . (مثل ژاپنی)

40) کار و کوشش ما را از سه عیب دور می کند : 1 ) افسردگی 2 ) دزدی 3 ) نیازمندی (ولتر)

41) هرچه را می شنوی و می بینی غربال کن و آنچه را خوب است برای خود نگه دار (کنفوسیوس)

42) اندیشه کردن که چه گویم به از پشیمانی که چرا گفتم . (بوذر جمهر)

43) هر کسی را که ملاقات می کنم از یک لحاظ بر من برتری دارد و من سعی می کنم در چیزی که وی از من برتر است چیزی بیاموزم .

44) دانستن بدون خواستن هرگز توانستن بار نمی آورد . (گوستاولویرن)

45) به ندای درون خود گوش کن تا آنچه را باید بدانید بر شما آشکار کند . (وین دایر)

46) اگر اعتقاد به خدا مشکل باشد انکارش دشوار تر .

47) پیمان شکن را با مردی و مردی چکار ؟ (شاپور اول)

48) اگر مادر نباشد جسم انسان ساخته نمی شود و اگر کتاب نباشد روح پرورش نمی یابد . (پلوتارک)

49) بسیاری از مردان بزرگ برای عظمت خود مدیون مشکلات بزرگی هستند که در زندگی با آن روبرو بوده اند ) (اسپرژن)

50) زندگی ماحاصل نگرش و طرز تلقی ما از هستی است . ما آزادانه و بدون محدودیت، فکر و باور خود را برمی گزینیم . (وین دایر)

51) رویاهای شما فقط زمانی به تحقق می رسد که در مغز خود به آن اعتقاد پیدا کنید . (روبرت کولییر)

52) همین یک امر مهم (تعیین هدف و آن را رها نکردن) همه چیز را می توان دگرگون کند . (استارت ریر)

53) عشق حواس را از دیدن عیوب منع می کند .

54) مرد بلند همت تا پایه بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند . (کلیله و دمنه)

55) مرگ بزرگترین لطمه حیات نیست ، بزرگترین لطمه آن چیزی است که در عین حیات در درون ما می میرد. (نورمن کازینس)

56) ذهن مثل چتر نجات است . فقط وقتی عمل می کند که باز شده باشد .

57) کسی که کاری را شروع کرده است ، بدون تردید نیمی از آن را به پایان رسانده است . (هوراس)

58) اگر بر ناتوان خشمگین شوی دلیل بر این است که قوی نیستی .

59) نخستین گام به سوی دانایی این است که بدانیم نادانیم . (لرد دیوید سییل)

60) باید نسبت به آنچه معتقدیم آگاهی داشته باشیم . (شومیزهی)

61) نه دیوارهای سنگی به خودی خود زندان می شوند و نه میله های آهنی به خودی خود قفس. (ریچارد اولاک)

62) درستکاری بهترین سیاست است . (مثل انگلیسی)

63) شهامت واقعی یعنی انجام کارهایی که از دست زدن به آنها می ترسید ، غلبه بر ترس یعنی شهامت . (ادی ریکناییکر)

64) یکبار بانویی از من پرسید : چه موانعی بر سر راه شادمانی و نشاط وجود دارد ، پاسخ دادم ، تنها مانع موجود اعتقاد به وجود مانع است . (وین دایر)

65) فقط عاقل بی همتا و ابله هستند که تغییر نمی کنند . (کنفوسیوس)

66) تنها راه تغییر عادت ها ، تکرار رفتارهای تازه است ، این اصل در تغییر عادت های رومی نیز صادق است .

67) گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم . (جبران خلیل جبران)

68) آنان که مفهوم خوبی را درک نموده اند، از عریانان به طعنه نمی پرسند: «جامه ات کجاست» ؟ و از بی خانمانان با تمسخر سوال نمی کنند . «بر سر کاشانه ات چه آمده»؟ (جبران خلیل جبران)

69) سه چیز در زندگی انسان مهم است : اول مهربان بودن ، دوم مهربان بودن ، سوم مهربان بودن (هنری جمیز)

70) زندگی مانند بازی شطرنج است، قبل از حرکت کاملاً فکر کنید . (چارلز باکتون)

71) کلید همه کارها صبر است شما جوجه را با صبر کردن از تخم بدست می آورید نه با شکستن آن . (آرنولد گلاسکو)

72) هر چه قدر مشکل بزرگتر باشد ، افتخار و شکوه پیروزی بر آن بیشتر است . (اپی کور)

73) خداوند برای حقیقت دروازه های فراوانی را معین نموده است تا به هر مومن راستینی که از آن عبور می نماید خوشامد بگوید . (جبران خلیل جبران )

74) تمام آنچه در خلقت است ، در شما نیز وجود دارد . و هر آنچه در نهاد شماست ، در خلقت نیز ننهفته است . (جبران خلیل جبران)

75) هیچ کس بدون تمایل خودتان نمی تواند بیازاردتان (النوروزولت)

76) سخن داروئی را ماند که اندک آن سود دهد و بسیارش کشنده است . (حضرت علی)

77) بسیاری از مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند .

78) خدمت به مردم وظیفه نیست ، لذتی است که سلامتی و شادمانی شخص را زیاد می کند .

79) بهای انسان به دانش و کردار نیکوی اوست نه رنگ و مذهب و نژاد و خاندان او . (جبران خلیل جبران)

80) هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید زیرا این تنها به همان جایی می رسد که دیگران رسیده اند . (گراهام بل)

81) روح درونی خود را زیبا کنید تا شخصیت درونی و بیرونی شما یکی شود . (سقراط)

82) اگر خودمان احترام خود را به کسی ندهیم ، احدی نمی تواند آن را از ما بگیرد . (گاندی)

83) هیچ کس جز خود ما مسئول بدبختی و خوشبختی های ما نیست . (بودا)

84) ساز زندگی تنها با زیر و بم ها کوک می شود .

85) هرگز کاری را که امروز می توانید انجام دهید به فردا موکول نکنید . (مارک تواین)

86) در زندگی از چیزی نباید ترسید باید آن را درک کرد . (ماری کوری)

87) مرد بزرگ به خود سخت می گیرد ، مرد کوچک به دیگران .

88) مردانی که از خطاهای کوچک همسرانشان چشم پوشی نمی کنند از مواهب بزرگتر آن بهره مند نمی گردند . (جبران خلیل جبران)

89) زندگی را بیش از حد جدی نگیرد ، هرگز از آن به در نخواهید رفت . (البرت هوبارد)

90) بهتر است کار کوچکی را به دقت پایان برسانیم تا این که کار بزرگی را به طور ناقص انجام دهیم . (افلاطون)

91) در مواقع بحرانی و سرنوشت ساز ، شجاع و بی باک باش. (هوراس)

92) زکات زیبایی عفت است .

93) خوشبختی را با دارایی های خود احساس کن .

94) شما هرگز نمی توانید به سوی موفقیت گام بردارید ، مگر این که آمادگی شکست را نیز در خود سراغ داشته باشید . (وین دایر)

95) تنها آن اشخاصی که جرات باخت بزرگ را دارند می توانند به بردهای بزرگ دست یابند . (کندی)

96) اشخاص کم اطلاع مطیع ترین انسانها هستند . (جرج فارکوهار)

97) مشکل ترین امر در زندگی شناخت خویشتن است . (طالس)

98) هیچ گاه برای اندیشه های نو دشواری وجود ندارد . (گوردن سلفریج)

99) اگر می خواهید مردم درباره شما خوب فکر کنند از خودتان تعریف نکنید . (بلز پاسکال)

100) هیچ کس آن قدر که تصور می کند خوشبخت یا بدبخت نیست . (لارشفوکو)

101. کسانی که تاریکی را حس نمی کنند به دنبال روشنایی نخواهند گشت . (توماس بولکه)

102. مردان آفریننده کارهای مهم اند و زنان به وجود آورنده مردان . (رومن رولان)

103. زن کتابی است که جز به وسیله مهر و محبت نمی توان آن را خواند . (کرابر)

104. درک کنید تا درکتان کنند . (استفان کاوی)

105. نقطه شروع همه موفقیت ها ، میل و اشتیاق است . (ناپلئون هپل)

106. چرخ های سنگین و رنگ زده با دستهای نامرئی امید می چرخند .

107. انسان آنقدر وقت ندارد که نیمی از آن را صرف نزاع و ستیزه کند . (لرداویبوری)

108. انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن زیبا و آراسته باشد . (چخوف)

109. هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند (علی شریعتی)

110. با اراده اگر دری را بکوبی گشاده می شود . (پیامبر اکرم (ص))

111. انسان با آرزوی خویش پیش می رود . (ویرجیل)

112. هیچ موفقیتی بدون سختی به دست نمی آید . (سوفوکل)

113. نام نیک پیراهنی است که هرگز کهنه نمی شود . (ادیسون )

114. امید همان قدر برای انسانها اهمیت دارد که بال برای پرندگان . (ویکتورهوگو)

115. مرگ حقیقی برای انسان مرگ امید است . (ناپلئون)

116. عبادت بدون کردار نیک ارزشی ندارد . (گوروناناک)

117. مسئولیت دوش به دوش قدرت و لیاقت حرکت می کند . (گیلبرت هولاند)

118. برگردان تصاویر آویخته بر دیوار، مسیر تاریخ را عوض نمی کند . (جواهر نعل نهرو)

119. دوست بدارید تا شما را دوست بدارند. (سنت آگوستین)

120. هدف اصلی زندگی رانش نیست بلکه عمل است . (توماس)

121. محدودیت ذهن ما همان محدودیتی است که ما برای آن در نظر می گیریم . (سنت آگوستین )

122. مسئولیت قبول کن ، بگذار هر چه می خواهد پیش بیاید . (آنتونی رابینز)

123. وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید . (توماس پیره وو)

124. میوه شتاب لغزش است . (حضرت علی)

125. اگر درباره کسی نیکویی کردی پوشیده دار و اگر کسی درباره تو نیکویی کرد آشکار ساز. (حضرت علی)

126. می توانید انسانی را به کسب دانش رهنمون کنید ، اما نمی توانید او را وادار به اندیشیدن کنید . (اف . پی . دانسلی)

127. آدمها فقط در یک چیز مشترکند ؛ متفاوت بودن . (رابرت زند)

128. برای رسیدن به اوج اول بایدعمق را کند و کاو کرد . (رابرت سی سوینچ)

129. اگر یک معلول قهرمان دو نشود ، مقصر خود اوست . (سارتر)

130. در جستجوی یافتن مواردی برای تحسین دیگران باشید .

131. ناکامی یعنی تأخیر ، نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ، نه کوچه بن بست. (ارتوروارد)

132. خوشبختی درونی است نه بیرونی، و از این رو به آن چه هستیم بستگی دارد نه به آنچه داریم . (هنری ون دایک)

133. چون مار هوشیار و چون کبوتر ساده باشید . (حضرت مسیح)

134. سعادت ، آرامش خاطر است (پاسکال)

135. عادت کنید که عادت نکنید . (ناپلئون بنا پارت)

136. یک قلب از تمام معابر و مساجد زیبایی جهان زیباتر است (دولتر)

137. اخلاق خوب مثل آب جاری که موجب فرحی و حاصل خیزی اطراف می شود.(لائوسه)

138. حسد ورزیدن علامت بارز بی لیاقتی است.(لاروشفوکو)

139. بی عشق زندگی محال است .

140. هر کس عادت های پسندیده برای تحسین دارد . (کوپ مایر)

141. قوی ترین رکن بنای سعادت کتمان اسرار دوستان است . (بزرگمهر)

142. هر کسی راهی برای آموختن دارد ، راه او مال من نیست و راه من مال او نیست . (پائولو کوئیلو )

143. عاشق شدن ساده است اما عاشق باقی ماندن به مراتب دشوارتر است.

144. عده ای فرسنگ ها به دنبال شادی می روند و عده ای دیگر آن را در زیر پای خود حس می کنند . (ویکتا)

145. به جای ایرادگیری چاره اندیشی کنید . (آنتونی رابینز)

146. برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد زیرا می دانند یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت . (آنتونی رابینز)

147. مراقب رویاهایی که در سر می پرورانید باشید زیرا همین رویاها هستند که به واقعیت می پیوندند. (امرسون)

148. آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که از خاک سر برون آورد . (ویکتا)

149. شجاعت واقعی زمانی است که شخصی بتواند از اعماق مشکلات به زندگی لبخند بزند . (هریس)

150. امتحان نهایی دین _ دینداری نیست _ محبت است .

151. از فرصت ها استفاده کنید مانند شکارچی عمل کنید .

152. راز موفقیت این است هدفی را بی وقفه دنبال کنید . (آنتونی رابینز)

153. زندگی و راههای آن همیشه پر از نشانه است . (پائولو کوئیلو)

154. زندگی یک سفر است نه یک مقصد ، افرادی موفقند که آمادگی تغییر و انعطاف را داشته باشند . (آنتونی رابینز)

155. دنیا مانند آینه ای است که اعمال و رفتار مان را به خودمان می نمایاند . (ویکتا)

156. آنکه کردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی در جهان نیکبخت است . (بزرگمهر حکیم)

157. بزرگی در احترام داشتن نیست در شایستگی داشتن احترام است . (ارسطو)

158. رویا و اهداف ما را جوان نگه می دارند و موجب می شوند مشتاقانه در زندگی سهیم شویم. (لویز ال هی)

159. هیچ کار بزرگی بدون اراده بزرگ میسر نشده است . (بالزاک)

160. ما نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم فقط قادر به تغییر دادن خود هستیم . (لویز . ال . هی)

161. برای کسی که آهسته و پیوسته راه می رود هیچ راهی دور نیست . (آنتونی رابینز)

162. زندگی نسبت به کسی که افسانه شخصی اش را دنبال کند بخشنده است . (پائولو کوئیلو)

163. عمر شما از زمانی شروع می شود که سرنوشت خود را در دست بگیرد.

164. تا زمانی که دست از تلاش برنداشتی بازنده محسوب نمی شوی . (مایک دیکتا)

165. سرنوشت ما را اعمال ما رقم می زند نه تقدیر و سرنوشت . (امیل گوئه)

166. اگر به اندازه دانه ی خردل ایمان داشته باشیم کوه ها را جابجا خواهیم کرد . (پائولو کوئیلو)

167. دنیا از فرصت های طلایی انباشته است کافی است ما اشتیاق استقبال از این فرصت ها را داشته باشیم . (دیکتا)

168. هیچ قسمت از زندگی نمی تواند تا ابد پایدار بماند.

169) همه انسانها سزاوار رسیدن به آروزهای خود هستند تنها مانع ترس است . (ویکتور هامسن)

170. امید چیزی است که روشنایی آفتاب را بر سایه های زندگی می گسترد و ما را به فرداها پیوند می زند . (لبرستام)

171. بالای نردبان موفقیت هرگز شلوغ نیست . (ناپلئون )

172. خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد.

173. آنکس که شما را آفریده دوستتان دارد و همواره مشتاق است که به شما کمک کند . (کاترین پاندر)

174. افراد موفق کارها را به طور متفاوت انجام می دهند .

175. مادر با دستی گهواره کودک را و با دستی دیگر دنیا را تکان می دهد . (ناپلئون)

176. زندگی خود را از آنچه می خواهید بسازید و گرنه زندگی از شما آنچه می خواهد می سازد . (ناپلئون)

177. خنده بزرگترین اسلحه در جنگ زندگی است .

178. هیچ کس صاحب چیزی جز خودش نیست .

179. صداقت همیشه بهترین سیاست و رابطه است .

180. اگر با فراز و نشیب های جهان مدارا کنید به سعادت رسیده اید . (لائوتسه)

181. عشق دست و دلباز و معصوم است . (پائولو کوئیلو)

182. معیار واقعی بودن تصمیم ، آن است که دست به عمل بزنی . (آنتونی رابینز)

183. اجازه نده ترس تو را فلج کند . (مارک فیشر)

184. افرادی که از ریسک کردن می ترسند به جایی نمی رسند .

185. منشا همه بیماریها در فکر است (ژوزف مورفی)

186. رحمت خداوند ممکن است تأخیر داشته باشد اما حتمی است ) (آنتونی رابینز)

187. چنانچه نیک اندیش باشی خیر و خوشی به دنبالش خواهد آمد . (ژوزف مورفی)

188. افراد موفق هیچ وقت اجازه نمی دهند که شرایط موجود آزارشان دهد . (مارک فیشر)

189. ایمان با قوه ادراک توام است . (ژوزف مورفی)

190. افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست می دهند هرگز موفق نمی شوند . (مارک فیشر)

191. اعمال ثابت ما سر نوشت ما را تعیین می کند . (آنتونی رابینز)

192. هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز می شوند . (مارک فیشر)

193. وقتی هدف روشنی داشته باشیم احساس عالی به ما دست می دهد . (آنتونی رابینز)

194. ترس را از دل بران و به خود بگو: من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم . (ژوزف موری)

195. هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است . پس سلامتی و شادابی را انتخاب کنید . (ژوزف موری)

196. قانون زندگی ، قانون باور است . (ژوزف موری)

197. کارهایی که گاه گاه انجام می دهیم سرنوشت ساز نیست .

198. اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل می دهد . (آنتونی رابینز)

199. تجربه بهترین آموزگار است . (مارک فیشر)

200. عشق فروتن است . (پائولو کوئیلو)

201. با هر تصمیمی، تغییری تازه را در زندگی خود آغاز می کنید . (آنتونی رابینز)

202. برای شروع باید باور داشته باشی که می توانی، سپس با اشتیاق تلاش کنی . (مارک فیشر)

203. نگذارید دیگران برای شما فکر کنند . (ژوزف موری)

204. اگر نمی دانید که به کجا می روی به هیچ جا نخواهی رسید . (مارک فیشر)

205. در زندگی دوره هایی برای کاشت ، برداشت ، استراحت و تجدید حیات وجود دارد . (آنتونی رابینز)

206. تکرار ایجاد مهارت می کند . (آنتونی رابینز)

207. زندگی می خواهد بداند که شما از آن چه انتظاری دارید . (مارک فیشر)

208. نبوغ در سادگی نهفته است . (موتزارت)

209. این روشنی هدف است که به شما نیرو می بخشید . (آنتونی رابینز)

210. بسیاری از مردم از اینکه چیزی بخواهند می ترسند .

211. بسیاری از مردم وقتی چیزی می خواهند خیلی روی آن پافشاری نمی کنند . (مارک فیشر)

212. در زندگی شکست وجود ندارد ، بلکه فقط نتیجه موجود است . (آنتونی رابینز)

213. باور به طور خود به خود به مرحله اجرا درمی آید .

214. به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موفق بنگرید .

215. عشق مهربان است . (پائولو کوئیلو)

216. ترس باعث می شود تا بسیاری از مردم به رویاهای خود نرسند . (مارک فیشر)

217. زندگی به ما دقیقاً آن چیزی را می دهد که به دنبالش هستیم .

218. نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند، حال و آینده ما را تباه کنند . (آنتونی رابینز)

219. آرزوهای هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او می شود . (هراکلیتوس)

220. اندیشه هایتان را تغییر دهید تا سرنوشتتان عوض شود . (ژوزف موری)

221. ساقه شکستن قانون توفان ، تو نسیم باش و نوازش کن .

222. دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند .

223. مالکیت آسمان را به نام کسانی نوشته اند که به زمین دل نبسته اند .

224. محبت را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در نقاشی اش سیاه کشیده بود که پدرش در زیر آفتاب نسوزد.

225. باران رحمت الهی بر همگان می بارد ما چه ظرفی در دست گرفته ایم .

226. در خلفت خداوند هیچ اشکالی وجود ندارد تمامی رنج ها در ذهن انسان شکل می گیرد .

227. کوچکترین محبت ها ، از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شوند .

228. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محوشدن در اوست.

229. هرگز چشمانت را برای کسانی که معنای پاک نگاهت را نمی فهمد، گریان مکن.

230. همیشه آنچه دوست داریم نداریم ، راز خوشبختی در آن است که آن چه داریم دوست بداریم .

231. دل آرام بگیرد به یاد خدا، اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست .

232. بهترین راه برای افزایش باور، خودشناسی است .

233. تسلط بر سرنوشت و جامعه عمل پوشاندن به رویاها هدف نهایی زندگی است . (مارک فیشر)

234. برای موفقیت باید به دراز مدت توجه کرد ) (آنتونی رابینز)

235. عشق حالات ناپسندیده ندارد .

236. عشق حق را به دیگری می دهد . (پائولو کوئیلو)

237. تنها کسانی می توانند کارهای بزرگ انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند . (مارک فیشر)

238. ضمیر باطن شما سازندگان بدن شما هستند و می توانند شما را درمان کنند . (ژوزف موری)

239. عشق از صداقت شکوفا می شود . (پائولو کوئیلو)

240. آدمها تغییر می کنند فکر و زندگی شان نیز تغییر می کند .

241. انسان باید سرنوشت خود را انتنخاب کند ، نه این که آن را بپذیرد . (پائولو کوئیلو)

242. شریفترین دلها دلیست که اندیشه آزار کسی در آن نباشد .

243. زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود .

244. نیروی الهام تخیل خود را سرکوب نکنید ، برده جامعه خود نشوید . (ونسان ون گوگ)

245. به دیگران اجازه ندهید شما را تحقیر کنند ، خود را باور کنید و روی پاهای شما ایستاده و به خود اعتماد کنید .(چیچک نرسفر)

246. در درون خود بسیار بزرگتر از آن باشید که به دیگران می نمایید . (توماس براون )

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
عجب صبري خدا دارد!
عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

همان يک لحظه اول

که اول ظلم را مي ديدم

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يکدگر ويرانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم

نخستين نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پيمانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم يکي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را

واژگون مستانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

نه طاعت مي پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمايان

سبحه صد دانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يکي مجنون صحراگرد بي سامان

هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو

آواره و ديوانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بعرش کبريائي با همه صبر خدايي

تا که مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يک ناروا گرديده خواري مي فروشد

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش

بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکري

در اين دنياي پر افسانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

چرا من جاي او باشم


همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد


وگرنه من جاي او چو بودم

يکنفس کي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد!
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
شخصی

 

 

 دلم از دست همه گرفته

از تمام  کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است
از هويت هاي ميز نشان
از بله هايي از سر اجبار
از طلبه‏هايي که طالب علم نيستند
از دانشجوياني که دانشجو نيستند
از تمام کرهايي که سمعک‏هايشان مارک مصلحت خورده
از اندام‏هاي به مزايده گذاشته شدهاز انسان‏هاي ارزان قيمت
از اعتقادهاي حراجي
از حرف‏هاي مفت
از وعده‏هاي سر خرمن
از ناديدني هاي ديدني !
از صورتهايي که بوم نقاشي اند
از متهماني که شاکي اند
از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند
از تمام خونهايي که رنگين ترند
از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند
از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند
از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است
از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا )
از سياستمداران بي دين
از متدينين بي سياست
از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند
از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند
از راي هاي ممتنع
از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند
از همه چيز داران بي همه چيز
از امانت داران خائن
از کفهاي روي آب
از زنگارهاي روي آينه
از مسلمانان مسلمان کش
از پشتهايي که هميشه رو در روي خصم اند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجو مي کنندو کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه !از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد !از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند
از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند
از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند
از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند
از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند
از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند
از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان
از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند
از سگهاي بي وفا
از اسبهاي نانجيب
از خروسهاي بي دم
از مورچه هاي تنبل و بي کار
از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل
از کلاغهاي بي حيا
از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند
از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند
از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند
از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ
از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه
از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند
از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا
از رفيق
از آنان که بازي مي دهند
از آنان که بازي مي خورند


دلم از دست همه گرفته

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
استاد شهريار
از زندگانيم گله دارد جوانيم ...
از زندگانيم گله دارد جوانيم
شرمنده ي جواني از اين زندگانيم
دارم هواي صحبت ياران رفته را
ياري کن اي اجل که به ياران رسانيم
پرواي پنج روز جهان کي کنم که عشق
داده نويد زندگي جاودانيم
چون يوسفم به چاه بيابان غم اسير
وز دور مژده ي جرس کاروانيم
گوش زمين به ناله من نيست آشنا
من طاير شکسته پر آسمانيم
گيرم که آب و دانه دريغم نداشتند
چون ميکنند با غم بي همزبانيم
اي لاله ي بهار جواني که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانيم
گفتي که اتشم بنشاني.ولي چه سود
برخاستي که بر سر آتش نشانيم
شمعم گريست زار به بالين که شهريار
من نيز چون تو همدم سوز نهانيم
 
 
 
 
 
 
آمدی، جانم به قربانت، ولی، حالا چرا؟ ............. بی‌وفا، حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی ............ سنگدل، این زودتر می‌خواستی، حالا چرا؟
نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ایم .................... دیگر اکنون، با جوانان ناز کن، با ما چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند......... در شگفتم من، نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟
در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین ............... خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا؟
شهریارا، بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر ............ این سفر، راه قیامت میروی، تنها چرا؟
 
 
 
 

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد

وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

بهار زندگانی طی شدو کرد آفت ایام

بمن کاری که با سرو سمن باد خزانی کرد

قضای آسمانی بود مشتاقی ومهجوری

چه تدبیری توانم با قضای آسمانی کرد

شراب ارغوانی چاره رخسار زردم نیست

بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد

هنوز از آبشار دیده دامان رشک دریا بود

که ما را سینه آتشفشان آتشفشانی کرد

چه بود ار باز میگشتی به روز من توانایی

که خود دیدی چها با روزگارم ناتوانی کرد

جوانی کردن ایدل شیوه جانانه بود اما

جوانی هم پی جانان شدو با ما جوانی کرد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود

دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

جوانان در بهار عمر یاد از شهریار آرید

که عمری در گلستان جوانی نغمه خوانی کرد

خجل شدم زجوانی که زندگانی نیست

بزندگانی من فرصت جوانی نیست

 
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
ایا میدانید
ایا میدانید با هوش ترین زن دنیا 5 فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او 200 است و دنبال کار است

 


ایا میدانید اولین فردی که در اروپا اقامت گرفت یک زن ایرانی بود و بعد مساله اقامت خارجی ها مطرح شد

 


ایا میدانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت

 


ایا میدانید ایرانیان در آمریکا فرهیخته ترین افراد جامعه آمریکا هستند

 


ایا میدانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی هست

 


ایا میدانید حدود 250 ایرانی در ناسا محقق داریم

 


ایا میدانید کورش کبیر بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود

 


ایا میدانید سال 2001 در فرانسه سال ایران نام داشت

 


ایا میدانید اگر 3 قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است

 


ایا میدانید فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر انها کند میشود

 


ایا میدانید انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت

 


ایا میدانید وزن 1 قاشق چایخوری از سیاه چاله ها 2 میلیارد تن است بله 2 میلیارد تن

 


ایا میدانید یک سیاهچاله در کهکشان راه‌ شیری است که هر ثانیه 1000 بار دور خود می‌چرخد

 


ایا میدانید ضریب هوشی انسان های معمولی بین 85 تا 105 است

 


ایا میدانید هر تار موی انسان میتواند تا وزن 100 گرم رشد کند

 


ایا میدانید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است

 


ایا میدانید وزن موی سر هر فرد در طول عمرش با وزن 2 فیل آفریقایی برابر است

 


ایا میدانید چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل است

 


ایا میدانید سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت 16 km در ساعت است که در افریقاست

 


ایا میدانید یک انسان نهایتا میتواند با سرعت 35 km در ساعت بدود

 


ایا میدانید نوعی عنکبوت میتواند 300 برابر وزنش را بلند کند

 


ایا میدانید طول موج نور مرئی بین 700 - 400 نانومتر است

 


ایا میدانید خورشید کوچکترین ستاره دنیا است

 


ایا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید

 


ایا میدانید زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است.

 


ایا میدانید مساحت سوراخ اوزون 24 میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی

 


ایا میدانید سالانه 1.3 میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذای خوری در چین میشود

 


ایا میدانید در طوفان شن کویر بین 60 تا 200 میلیون تن شن جابجا میشود

 

ادامه مطلب . . .
نوشته شده در ساعت توسط وحید |
زندگی زیباست

زندگی چون کودکی تنهاست:


ساده وغمناک!،


اشک سردی همچون مروارید


میدود در جام چشمانش،


میچکد بر خاک،


سادگی در چهره اش پیداست!


گاه یک لبخند


میدمد در آسمان گونه هایش گرم،


می شکوفد در بنا گوشش


غنچه آزرم.


گاه ابر تیره اندوه


بر جبینش میگشد دامن


سر فرو می آورد نا شاد،


چون نهالی نرمو نازک تن


در گذار باد


زندگی زیباست:


ساده و مغموم،


چون غزالی در کنار چشمه ای،در خلوت جنگل


مانده از دیدار جفت گمشده محروم


دیده اش از انتظاری جاودان لبریز


در بهاری سرد


مرغ زیبایی نشسته شادمان بر شاخه اندوه


سادگی افتاده همچون شبنمی از دیده مهتاب


در سکون حیرتی خاموش


بر عقیق بوته اعجاب


زندگی چون کودکی تنهاست:


ساده وغمناک،


زندگی زیباست

نوشته شده در ساعت توسط وحید |
شخصی










اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...
و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم

اگر خداوند؛
یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا

انگاه نمیدانم
براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت





پروفايل وحید
پست هاي تازه
افلاطون بیاموزیم عدالت خدا!!!! واکسی فیل نكته های پند آموز جالب : غروب سرد سرد عارفانه.. قدم زدن در خیابان های شهر ... درد و دل.. درد ما... باران خدایا کفر نمی گویم، ... جملات زيبا
آرشيو
دی 1390 مهر 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اسفند 1389 آذر 1389 مهر 1389 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 اسفند 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387